بسیار خرسندم که به خیلی چیزها عادت کرده ام.به حشرات رنگ و وارنگ ملبورنی, به هوای نا خوانا ,به سمت راست و به همرنگ شدن با اوزی ها(مردم استرالیا). محبت دوستی که در غربت دستت را می گیرد همیشه در خاطرت رد می گذارد. از ایران کسانی توسط دوستانمان به ما معرفی شده بودند که من جمله کارهای اولیه مان تماس و دیدار با انها بود. من گمانم این است وقتی که به دنیای نا شناخته ها قدم می گذاری چشمهایت بسته و دستت را به جلو دراز کرده ای تا کسی راهنمایت باشد و چه بسیار افرادی که هدایتگر مناسبی نیستند. واما حکایت ما وکسانی که به تجربیات و همراهیشان احتیاج داشتیم. اینک این کسان دوستانی شده اندبرایمان که بودن را پر معنا تر می کنند.
مطمئن تر شدیم که بهترین کار اجاره یک خانه مشترک است.سر پناهی که بنا به اقتضای زمان و نگهداشتن حساب جیب باید با افراد دیگری گاها از کشورهای دیگر سهیم شوید.قضیه خدا و خرما خواستن با هم است.میدانی که تا اطلاع ثانوی باید ارزانترین محصولات مغازه های زنجیره ای مثل سمارت بای یا هوم برند را امتحان کنی .باید رزومه زیبا با قالب و اصول درست کنی و انرا در سایتهای کاریابی به رقص در آوری. میتوانید از چندین دوست خود درخواست کنید که رزومه های خود را برایتان پست کنندتا الگوی مناسبی در اختیار داشته باشید.در ضمن کلاسهای زیادی اینجا برپاست که رزومه نویسی و مصاحبه رفتن را با هزینه کم اموزش می دهند که در فرم مهاجرتتان قید شده است. روی هم رفته دو ماه فرصت داریدکه خانه مشترک اجاره کنید, لهجه عجیب آوا دار اوزیها را بفهمید,خودرو تمیزی تهیه کنید ,به رانندگی و خیابانها وجی پی اس عادت کنیدو خود را برای مصاحبه تلفنی و حضوری آماده کنید.
و رمز موفقیت روحیه قوی برای احیانا نه شنیدن است. ساری شنیدن تلخ اما تجربه ای برای تبریک دیگری است.
No comments:
Post a Comment