در حالیکه با غرور و غنی از خود بودن دستهایم را به دور فرمان حلقه کرده بودم مربی رانندگیم به من یاد آور شد در این کشور یک دوره تعلیم مربیگری داشته و یک بار از او سوال می شود که کسی را که به عنوان راننده ماهر قبول دارد به عنوان مثال برای جلسه کلاس معرفی کند و زمانیکه از فامیل خود که در ایران با زیرکی آنها را از موقعیت های مختلف خطرناک به سلامت به مقصد می رسانده یاد کرده بود متوجه شده بود که سه نفر از اعضای کلاس از خنده ریسه می روند و معلم را دیده بود که با زحمت جلو خنده اش را گرفته و اذعان می کند که راننده خوب کسی است که سرنشین خودرواش همیشه احساس آرامش داشته باشد و با آسودگی خاطر هم مسیر راننده باشد. وچه نکته های زیرکانه دیگری که در ایران هیچگاه مورد توجه قرار نمی گیرند. باید اعتراف کنم که با اینکه سالها در ایران با زرنگی و حرکات محیرالعقول طیاره ام را به جلو راننده بودم و جز چند تصادفی که در اوان رانندگیم از این و آن گرفته بودم مشکل خاصی در فن رانندگیم حس نمی کردم و با هرگونه تذکری شدیدا برخورد می کردم و اکنون دراین ایالت گرفتن گواهینامه برایم آرزو شده بود. در این کشورکه سالی تنها 500 مورد تصادف وجود دارد وگرفتن گواهینامه سه مرحله دارد که اولین امتحان از آیین نامه و بعد از آن تست شبیه سازی کامپیوتری که رانندگی را در شرایط گوناگون معادل سازی می کنندوتو باید حداقل 60 امتیاز داشته باشی تا این خوان را هم به سلامت پشت سر بگذاری و به خوان اصلی که تست عملی رانندگی است برسی. نکته جالب توجه اختیار امتحان دادن با خودرو خودتان است. وهمینطور که شما با گواهینامه ترجمه شده ایرانیتان تا 6 ماه اجازه رانندگی را پیدا می کنید به ضرورت عقل و احتیاط بهتر است حداقل 5 جلسه تمرین را با مربی تجربه کنید تا کمی رانندگیتان قالب ویکتوریایی بگیرد.
No comments:
Post a Comment