درود

از سخنان خود عادل شمرده خواهی شدو از سخنان تو بر تو حکم خواهد شد.کلام خود را عوض کنید تا جهان شما دگرگون شود(فلورانس ا.ش

Friday, 4 March 2011

از تهران تا ملبورن

مهاجرت به استرالیا با همه درسهایی که تاکنون برای من داشته شاید موضوع جالبی باشد که بتوانم درباره آن بنویسم و تصویری از دید خود به کسانی که این نوشته رامی خوانند خصوصابه دوستانم وراهیان استرالیا بدهم . سالها بود قصد عزیمت داشتیم ,من و همسرم. تهیه مقدماتش نه تنها راحت نبود,بلکه خیلی هم سخت بود.حالا هیچ کس نیست به من بگوید زندگی کی آسان بوده است؟ منتظر ویزا بودن ,تهیه مقدمات راه پلیس چک, آزمایش پزشکی,فروش هر آنچه که دلار میشود ووو. درست مثل کسی میمانی که سرطان دارد وهر روز منتظر یک خبر است.یا ماندنیست یا رفتنی.گاهی احساساتش راگم میکند.میخواهد به دنیای ناشناخته ای قدم بگذارد.بارش را بسته ونبسته منتظر است.
مقدمات زیاد بود و اطلاعات غلطی هم که داشتیم ترسمان را بیشتر میکرد. از جهتی هم شبیه ازدواج میماند. باید دلت را بزنی به دریا.جرات میخواهد و خود باوری و باید حواست باشد تا دلت را میان زندگی سابقت جا نگذاری که اگر چنین کنی وای به روزگارت!!! واضح است که  عدم آگاهی هم برایت بی هزینه نیست. کسی را که اینجا نداشتیم تا درست راهنماییمان کند. به ناچار ر هر چیزی که میشنیدیم  را باور می کردیم:  کسانی از بیکاری وتعصب نژادی خبر می آوردند. گاهی هم برخی ازگرانی استرالیا وازطرفی از دست دادن موقعیت شغلی و منزلت اجتماعی که در ایران داشتیم برایمان می گفتند.من پیش از این استانبول ,کوالالامپور, بمبی, اگرا ,جیپورودبی را دیده بودم و هر بار که از کشور خارج می شدم و تفاوتها را می دیدم بیشتر دلم می خواست برنگردم . و اکنون موقعیت برایم فراهم شده بود که با اقامت دائم  یک کشور پیشرفته رخت سفر همیشگی ببندم. دیر زمانی بود که چمدان ها را بسته بودیم . شبهایی بود که فکر و خیال دست از سرم بر نمی داشت .از طرفی بی ثباتی و نا امنی هم مدام در ایران بیشتر میشد اقتصاد دنیا هم که قربانش بروم به هم ریخته بود. خلاصه احساس من این بود که نه جایی در غربت و نه کاری در وطن دارم. راه رفتنی را باید رفت و حرف گفتنی را باید گفت. این شد که من هم رفتم و هم دارم می نویسم! نرخ دلار جا به جا می شد مدام و لازم بود که حداقل 30000$ با خودمان داشته باشیم.

اولین اشتباه ما هم عدم ارسال بارمان از طریق هواپیمای باری بود.میگویم اولین اشتباه زیرا که شیرین کاری زیاد کرده ایم که بعدها به تفصیل خدمتتان عرض خواهم کرد!
شرکت هوایی قطر را انتخاب کرده بودیم چون قیمت مناسبتر وترانزیت بهتری داشت: تهران -  دوحه -  ملبورن..
هدفم بیشتر, از اینجا-شهر جدیدم گفتن است. میخواهم چیزهای مثبت و منفی را که درک کردم به نگارش در اورم. خاطرم هست خاطرات یک دوست سفر کرده سابق را مدام با همسرم ورق میزدیم که چیزی از انطرف که حالا شده این طرف دستگیرمان شود.

No comments:

Post a Comment